بهسود سرزمین است کوهستانی که در قلب آسیا و در شرق هزارستان واقع شده است
مساحت آن 4882 کیلومتر مربع. است. که از شمال به کوه بابا از غرب به ترکستان وآزره گان .از جنوب به غزنه از شرق به کابل هم مرز است .دارای 168212جمعیت می باشد. ولایت بهسود دارای آب وهوای نسبتاً سردمی باشد آسمان آبی وقله های سر به فلک کشیده بابا و کوه سلطان خواجه احمد ،سبزآب خواد، پیگربزرک اژدهای بهسود، معدن حاجیکک ودره های سبز با رود های خروشان که از دامنه های بابا می خروشد دریای هلمند به وجود مي آيد، که چشم هر بنند ه را به خود خیره می کند. ومردمش هم مانند خودش پرورش یافته ومانند حاجیکک پولادین ومانند رود های خروشان سر شار از شور است ودر میادین جهانی می خروشد.
آبهای که از دامنه های بهسود سرازیر می شود تمام مناطق غرب را سر سبز نموده حتي به ایران می ریزد و با خود پیام بابا و مردمش را حمل می کند . واما شرقش هم بی نصیب از نعمت های بهسود و بابایش نیست دریای کابل و در یای وردک اگر امروز می خروشد واگر میدان شهر سرسبز است اگر سیب های سرخ سیا ه پیتو دلبري مي كند اگر کابل آب دارد همه را مدیون بهسود و بابایش است که فقط زلالی پاکی صداقت سخاوت را حمل می کند ودر دنیا بی معرفت امروز به جای تکریم موردی فراموشی آنان ودولت مردان قرار گرفته است
.
اسم بهسود از اسم مالکش یعنی یک مرد بزرگ گرفته شده به اسم بابه بهسود که ایشان قبل از آمدن به مناطق مرکزی در جلال آباد که زاد گاه نیاکانش بود به همراه برادرش مسعود زندگی می کرد و به علت مشکلات که در جلال آباد توسط اجنبی های دست نشانده انگلیس به وجود آمد، جلال آباد را ترک گفت. و مسعود برادرش در جلال آباد ماند، که هنوز در جلال آباد ولسوالی به نام بهسود یاد می شود پل بهسود از معروفترین پل های جلال آباد است.
خلاصه بابه بهسود ناگزیر به ترک نیا کانش شد. ومناطق مرکزی را برای ادامه زندگی انتخاب کرده. خود بهسود حدود چند صد سال پیش دیار فانی را ترک گفته و در منطقه [کوه قوریغ - کابل] آرمیده است.
مناطق از کابل هم به اسم بهسود یاد می شود مانند مناطق برچی منطقه سخی یا جوب بهسود که از تنگه للندرسرچشمه میگیرد و تا آخر برچی ادامه دارد
اسم بهسود از اسم مالکش یعنی یک مرد بزرگ گرفته شده به اسم بابه بهسود که ایشان قبل از آمدن به مناطق مرکزی در جلال آباد که زاد گاه نیاکانش بود به همراه برادرش مسعود زندگی می کرد و به علت مشکلات که در جلال آباد توسط اجنبی های دست نشانده انگلیس به وجود آمد، جلال آباد را ترک گفت. و مسعود برادرش در جلال آباد ماند، که هنوز در جلال آباد ولسوالی به نام بهسود یاد می شود پل بهسود از معروفترین پل های جلال آباد است.
خلاصه بابه بهسود ناگزیر به ترک نیا کانش شد. ومناطق مرکزی را برای ادامه زندگی انتخاب کرده. خود بهسود حدود چند صد سال پیش دیار فانی را ترک گفته و در منطقه [کوه قوریغ - کابل] آرمیده است.
مناطق از کابل هم به اسم بهسود یاد می شود مانند مناطق برچی منطقه سخی یا جوب بهسود که از تنگه للندرسرچشمه میگیرد و تا آخر برچی ادامه دارد
.
بابه بهسود از خود نام و نشانی در جای گذاشته که امروز سر همه زبان هاست؛ اما متائسفانه این سرزمین همواره دست رنج تحولات حکومتهای گذشته شده وهمیشه رنجیده است؛ چونکه نقش درورازه هزارستان رادارد. و به علت همجوار بودن بادیگر اقوام حامی کوچی دست پنجه نرم کرده و با سختیها و کمبودهای که از همه جوانب تا تارو پود این مردم ریشه دوانده، ولی هرگز نتوانسته این مردم مقاوم را از زندگی باز دارد، پیروز مندانه زندگی کرده اند؛ بلکه امروز مرد های بزرک و چهره های جهانی در دامان این گیتی زاده شده ودرخشیده وچشم همگان رابه خود جلب کرده وگاه گاهی بخاطر افتخار آوری فرزندان بهسود اشگ شوق از چشمان هموطنان عزيز سرازیر گردیده است
بابه بهسود از خود نام و نشانی در جای گذاشته که امروز سر همه زبان هاست؛ اما متائسفانه این سرزمین همواره دست رنج تحولات حکومتهای گذشته شده وهمیشه رنجیده است؛ چونکه نقش درورازه هزارستان رادارد. و به علت همجوار بودن بادیگر اقوام حامی کوچی دست پنجه نرم کرده و با سختیها و کمبودهای که از همه جوانب تا تارو پود این مردم ریشه دوانده، ولی هرگز نتوانسته این مردم مقاوم را از زندگی باز دارد، پیروز مندانه زندگی کرده اند؛ بلکه امروز مرد های بزرک و چهره های جهانی در دامان این گیتی زاده شده ودرخشیده وچشم همگان رابه خود جلب کرده وگاه گاهی بخاطر افتخار آوری فرزندان بهسود اشگ شوق از چشمان هموطنان عزيز سرازیر گردیده است
.
وامابر خی از پیشامد ها و حادثه های گوناگون اجتماعی و در جریان رویداد ها ی نا ملایم، شخصیت های و طن پرست و سلحشور ملی و با همت از میان توده های وسیع مردم مانند قله های بابا , [از این مردم] سر بر افراشته اند که تاریخ وطن و مردم قهرمان پرور ما، نامشان را از یاد نمی برد
وامابر خی از پیشامد ها و حادثه های گوناگون اجتماعی و در جریان رویداد ها ی نا ملایم، شخصیت های و طن پرست و سلحشور ملی و با همت از میان توده های وسیع مردم مانند قله های بابا , [از این مردم] سر بر افراشته اند که تاریخ وطن و مردم قهرمان پرور ما، نامشان را از یاد نمی برد
.
کسی نمي توان، مبارزات قهرمانانه ی این مبارزین ملی را دربرابر تجاوز خارجیها و بی عدالتی نظام استبدادی خاندانی نا دیده بگیرد. گرچه نظام های استبدادی خاندانی در مورد مبارزین ملی برخی از اقوام و بخصوص مردم هزاره با تبعیض و تعصب حیرت آوری برخورد نموده است و سعی کرده است که نام این چهره ها و مبارزین ملی و تاریخی کشور در پرده ابهام و گمنامی باقی بمانند .
همیشه بهسود مردان بزرگ و مبارز، همراه با خصوصیات روحی , رزمی و اخلاقی منحصر به فرد که همگی سر شار از غرور ,شکوه مندی , سر فرازی و جوانمردی و قهرمانانی به سر بلندی و استواری کوه های بابا - هندوکش و پامیر را در دامن خویش پروریش داده است. که از جمله ی این شخصیت های برجسته و جنگ آور نامدار میر یزدانبخش بهسودی است که کتاب ها از مقاومت و دلیریهای او نوشته اند؛ در زمانی که بچه سقاو قصد وارد شدن به هزارستان را داشت بامقاومت مردان چون سعید احمد خان وغلام نبی چپه شاخ روبه رو شد، که در مقابل بچه سقاو در کوتل "ونی" ایستاد گی کرد، تا از کیان وارزش تمام هزارها از بهسود گرفته تا پنجاب، نیلی، شهرستان، آزرگان و... دفاع نماید؛ در صورتی که دیگر مناطق نام برده در خواب بودند، و در بی خبری به سر می بردند
کسی نمي توان، مبارزات قهرمانانه ی این مبارزین ملی را دربرابر تجاوز خارجیها و بی عدالتی نظام استبدادی خاندانی نا دیده بگیرد. گرچه نظام های استبدادی خاندانی در مورد مبارزین ملی برخی از اقوام و بخصوص مردم هزاره با تبعیض و تعصب حیرت آوری برخورد نموده است و سعی کرده است که نام این چهره ها و مبارزین ملی و تاریخی کشور در پرده ابهام و گمنامی باقی بمانند .
همیشه بهسود مردان بزرگ و مبارز، همراه با خصوصیات روحی , رزمی و اخلاقی منحصر به فرد که همگی سر شار از غرور ,شکوه مندی , سر فرازی و جوانمردی و قهرمانانی به سر بلندی و استواری کوه های بابا - هندوکش و پامیر را در دامن خویش پروریش داده است. که از جمله ی این شخصیت های برجسته و جنگ آور نامدار میر یزدانبخش بهسودی است که کتاب ها از مقاومت و دلیریهای او نوشته اند؛ در زمانی که بچه سقاو قصد وارد شدن به هزارستان را داشت بامقاومت مردان چون سعید احمد خان وغلام نبی چپه شاخ روبه رو شد، که در مقابل بچه سقاو در کوتل "ونی" ایستاد گی کرد، تا از کیان وارزش تمام هزارها از بهسود گرفته تا پنجاب، نیلی، شهرستان، آزرگان و... دفاع نماید؛ در صورتی که دیگر مناطق نام برده در خواب بودند، و در بی خبری به سر می بردند
.
باگذشت چند سال یک بار دیگر تاریخ تکرار شد، زمانیکه طالبان به هزاره جات حمله کرد، بازهم بچه های بهسود بودند که در مقابل طالب ایستاد تا یک بار دیگر از مردمش از بهسود، تا نیلی و... دفاع نمایند، این فرزندان بهسود بودند که در مقابل نیروهای ددمنش طالب به سنگر می رفند و مردانه شربت شهادت نوشیدند و دفاع کردند؛ در صورت که دیگر مناطق هزاره جات در بی تفاوتی به سر می بردند
باگذشت چند سال یک بار دیگر تاریخ تکرار شد، زمانیکه طالبان به هزاره جات حمله کرد، بازهم بچه های بهسود بودند که در مقابل طالب ایستاد تا یک بار دیگر از مردمش از بهسود، تا نیلی و... دفاع نمایند، این فرزندان بهسود بودند که در مقابل نیروهای ددمنش طالب به سنگر می رفند و مردانه شربت شهادت نوشیدند و دفاع کردند؛ در صورت که دیگر مناطق هزاره جات در بی تفاوتی به سر می بردند
.
متاسفانه باز هم تاریخ تکرار شد و در زمان کرزی بار دیگر فرزندان بهسود به خاطر دفاع از هزارجات پرپر شدند، برای دفاع از سه سال مقاومت غرب کابل و صیانت از هزاره جات و پاسداری از دست آورد خون شهدای کابل، بامیان و جای جای دیگر، به خصوص دوران مقاومت .
هر چند فرزندان بهسود در دوران مقاومت نیز با بی اعتنای دیگر اقوام روبه روشد حتي یک نفر هم برای سنگر نفرستادند؛ باز هم مردم بهسود دل سرد نشدند و نخواهد شد؛ چون مقاوم و سر بلند است مانند کوه بابا
متاسفانه باز هم تاریخ تکرار شد و در زمان کرزی بار دیگر فرزندان بهسود به خاطر دفاع از هزارجات پرپر شدند، برای دفاع از سه سال مقاومت غرب کابل و صیانت از هزاره جات و پاسداری از دست آورد خون شهدای کابل، بامیان و جای جای دیگر، به خصوص دوران مقاومت .
هر چند فرزندان بهسود در دوران مقاومت نیز با بی اعتنای دیگر اقوام روبه روشد حتي یک نفر هم برای سنگر نفرستادند؛ باز هم مردم بهسود دل سرد نشدند و نخواهد شد؛ چون مقاوم و سر بلند است مانند کوه بابا
یکی از افتخارات بهسود این است که اولین مدال را در مسابقات المپیک ورزشی برای افغانستان آورد .
اگر بخواهیم با تاریخ این مردم کمی آشنا شویم ومطالعه کنیم، می بینیم که همواره مورد ظلم قرار گرفته .
فرزندان بابه بهسود که اینجا را از دیر زمان، برای پناه یاگذراندن عمر انتخاب کرده اند، تا کمی آرام گیرد، اینجا هم مورد ظلم قرار می گیرد ومال اموال شان توسط یک عده اجیر شده های بنام کوچی به غارت می رود، هنوز پس از گذشت صدها سال، عده ولگرد که رشد انگل وار یافته با فرا رسیدن فصل بهار مانند سوسک چشم به کوهای پر از سنک هزارستان دوخته وراه این دیار را در سر می پروراند و مردم بی آزار، خانوادهای که تمام عشق و آرزوی شان خانه گلی و گذاران امور شان است، را به آتش کشیده یا به یغما برند، و همه ساله عده زیادی از زنان و کودکان را به آوارگی کشیده و مصیبتی بر مصائب کشور رنج کشیده افغانستان اضافه می کند .