کوچيگري يک شيوه زندگيست که بربنياد،عقب ماندگی هاي اقتصادي،اجتماعي استوار بوده وساختار کنونی کوچيگري با بحران شديد درونی ومناسبات باغيرکوچيها و مردم بومی مواجه اند که نمي تواند پاسخگوی زندگی عصر کنونی باشد.
زیرا کوچي ها امتيازات خارج از چوکات عدالت و قوانین بشری مي خواهند، که در يک جامعه دموکرات با اصل عدالت و برابری در تناقض و ضدیت کامل قرار دارد و نظام های استبدادی تک قومی سالهای طولانی است که از کوچیگری بعنوان یک استراتژی و ابزار سیاسی علاوه بر تشدید تضادهای نژادی- قومی و مذهبی، مسایل اقتصادی و غصب اراضی استفاده که بارها منجر به تصفیهء قومی و نسل کشی اقوام محروم افغانستان شده است.
تهاجم کوچی های پاکستانی اقلا بیش از یکصد و سی سال قبل با حمایت حکومت های خاندانی و تک قومی افغانستان آغاز و پس از گسیست حکومت های قبیلوی در افغانستان، با اضافه نو سال حکومت فعلی، که در طی مدت یک دهه اخیر تروریست ها و بنیادگراهای پشتون خواه طالبی باحمایت مالی و تسلیحاتی سازمان استخبارات نظامی پاکستان، همه ساله در فصل گرما، هجوم مسلحانه را در مناطق هزاره نشین و صفحات شمال کشورانجام می دهند چون استخبارات نظامی پاکستان حامی اصلی کوچی های طالبی و پیشقراول دهشت افگنی و بی ثباتی در منطقه بوده.که در فصل گرمای امسا ل نیز، با شدت بیشتر از سا ل پار طالبان در لباس کوچی همراه با تسلیحات ثقیله و خفیفه در ولسوالی های بهسود و دایمرداد ولایت وردک حمله نمودند و دامنهء هجوم آنان حتی چندی پیش درغرب شهر کابل در پایتخت کشور نیز کشانده شدند.
معضلهء کوچی ها درافغانستان نه تنها مشکل یک و یا دو قوم نیست، بلکه اکنون بحیث یک معضلهء گسترده ملی درسطح کشور مطرح است چون کوچی های طالبی اکنون به یک نیروی نظامی تروریستی تبدیل ویکی ازعوامل عمدهء جنگ و خشونت بوده که بهترین عامل قاچاق مواد مخدر، سلاح و احجار قیمتی و آثار تاریخی افغانستان هستند.
مافیای مواد مخدرکوچی های طالبی را جزء پروسه کاری شان ساخته که با استفاده از مصؤنیت و امتیازاتی که از جانب دولت ها برای کوچی ها داده می شود، در انتقال مواد مخدر از یکجا به جای دیگر از آنها استفاده به عمل می آورند.
نهادهای امنیتی افغانستان در سال های اخیر بارها سلاح، مواد مخدر و احجار قیمتی را از میان اجناس کوچی های مسلح طالبی کشف کرده که متاسفانه اکثرا متخلفین کوچی دوباره رها شده اند.
استفاده استخباراتی از کوچی های پاکستانی از ارزان ترین شیوه های کاری دستگاه های استخبارات پاکستان و کشورهای غربی است.
زیرا کوچی های پاکستانی پشتون تبار حق دارند که بدون ارائه اسناد از مرز افغانستان و پاکستان رفت و آمد کنند و به دورترین روستا های افغانستان بروند و در آنجا بود و باش داشته باشند.
کوچی ها از وضع منطقه ، مردم ، اراضی و همه خصوصیات محلی مردم بومی آگاهی پیدا می کنند که می توانند این معلومات را در اختیارکسانی که به آن ضرورت دارند قراردهند.
کوچی ها مالیه نمی پردازند، گمرک را نمی شناسند و کاروان های شتر را از کشوری به کشور دومی انتقال می دهند.
حالا که کوچی ها از موترهای پیک آپ مانند گروه طالبان استفاده می کنند، عملیات قاچاق به مراتب سریعتراجراشده می تواند که گردانندگان وعوامل تجارت افراد انتحاری می توانند، متاع خونین شان را در لباس مصؤن کوچی های پاکستانی داخل افغانستان کرده و به هر نقطه افغانستان برسانند.
کوچی های پاکستانی قادرند که جواسیس مسلکی خارجی را با خود از یک کشور بکشور دومی آنها را در لباس کوچی مخفی نمایند. پس کوچی گری بهترین وسیلهء ستر و اخفای جنایت، قاچاق و موضوعات استخباراتی می باشد و همچنان یکتعداد از سناتوران انتصابی مجلس سنا و ده فیصد اعضای پارلمان را نیز کوچی ها تشکیل می دهند که متاسفانه این حق نا مشروع از طرف حاکمیت کنونی برای کوچی های طالبی داده شده است. درحالی که کوچی های پشتون تبار اکثرا اتباع پاکستانی بوده و برخی از آنان ما لک بلند منزل ها ، سرای ها ، ترانسپورت های باربری درشهرهای بزرگ پاکستان و افغانستان اند. درحالی که کوچی های پشتون تبار پاکستانی یکبار در محلات زیست دایمی و بار دوم بحیث کوچی از حق رای دهی در انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری استفاده می کنند.
بناء اگرکوچی هاجزء مردم افغانستان باشند، در روز رأي گيري در هر منطقه اي كه به سر مي برند، بايد به يكي از نامزدهاي دلخواه خود از همان منطقه رأي بدهند و در غیر آن هیچ گونه تناسب و توجيه معقولي با معیارهای جهانی از لحاظ حقوقی برای دادن رای در هنگام انتخابات ندارند.
نزاع طالبان در لباس كوچي با اقوام غیر پشتون قبل از آنكه اختلافات ميان قومی باشد بیشتر، ريشه هاي سياسي دارد. اقوام غیر پشتون و بخصوص مردم هزاره طی مدت تقریبا چندین دهه گذشته با سرکوب شدید از طرف کوچی های مسلح پاکستانی مواجه بوده اند، متاسفانه واکنش خشن وخون بار حکومت های استبدادی و خاصتا حکومت فعلی در جریان تهاجم کوچی های پاکستانی بی تردید عقده ها را تشدید و کینه های مردم بومی آسیب دیده را ژرفا داده است.
گرچه امسال که هنوز دود خانه های سوخته کجاب بهسود و دایمیرداد خاموش نشده، بود که دود دشت برچی برهوای دموکراسی وحقوق بشر جامعه مدنی قانون سالاری حکومت آقای کرزی بلند شد. چنانچه جمعه خونین دشت برچی کابل عبرت نا پذیری دستگاه سیاسی کشور را نشان داد که بازهم به سرکوب و خشونت روی آوردند. افسوس که پليس تأمين امنيت، بجاي از بين بردن و كاهش نزاع ، ديوانه وار به روي مردم محلی آتش كينه و نفرت تهي ازانسانيت خويش را در قالب فير گلوله و آتش به سينه هاي جوانان اين مرز بوم خالی نمودند که در نتیجه تعدادی از مردم بی گناه کشته و زخمی شدند، ولی متأسفانه بنا بر نفوذ فراوانی که طالبان نیکتائی پوش و دیگر داعیه داران نظام تک قومی بالای برخی از مقامات دولتی نظام کنونی دارند در مورد این فاجعه بشری و نسل کشی مردم هزاره بجرم هزاره بودن در قرن بیست و یکم چشم پوشی حیرت انگیزی حکومت کنونی از خودها تبارز دادند. اما وجدان بیدار بشری فاجعه نسل کشی مردم هزاره را بوسیله کوچی های طالبی از نظرمجامع بینالمللی مردمان جهان و افغانستان پوشیده باقی نمانده و نباید بنا براعمال نفوذ لابی های نظام تک قومی افغانستان و طرفداران اندیشه طالبی به فراموشی سپرده شود.
دولت فعلی قصد دارد ضمن برهم زدن امنیت و ثبات روانی اقوام غیر پشتون پلان تصفیه قومی را درهزاره جات ، کابل ، صفحات شمال و یا در دیگر مناطق افغانستان عملی و تطبیق نماید. چون می خواهد برای تداوم سیاست های قومی خود از کوچی های مسلح پاکستانی در خط مقدم بحیث پیش قراول طالبان بسوی مرکز و شمال بحیث ابزار و لشکر قومی و نیروهای مصرفی استفاده و ساختارهای خون آلود و شکننده اجتماعی و سیاسی را در کشورما ایجاد نمایند.
از جریانات اخیر و بازی های نفرت انگیز حکومت تک قومی کابل پیدا است که سیاست دشمنی با اقوام محروم هر روزی که می گذرد اوج بیشتر گرفته که دراستقامت های مختلف هدف اقدامات نفاق افکنانه سیاسی ، نظامی و تروریستی قرار می گیرند ولی متاسفانه نیروها و رسانه های کشورهای غربی در افغانستان نیز مهر سکوت برلب زده کشتار و تجاوز آنها را تماشا می کنند که بجای جلوگیری از جنایت زمینه های جنایت برای کوچی های طالبی مساعد می گردد. بناءجامعه هزارهء افغانستان، به برخورد جدید و نو نیاز دارد که اجراکننده های آن باید همهء افراد مستعد جامعه اعم از راست و چپ، اثناعشری و اسماعیلیه، پیرو برنا، زن و مرد، حزبی و مستقل، مهاجر و متوطن تشکیل تا از این طاعون سرطانی یک قرنهء کوچی های پاکستانی پشتون تبار که هرسال در مناطق گوناگون سرزمین هزارستان غارت ، قتل عام و زمین سوخته را بالای مردم بی دفاع و مظلوم آن عملی می کند متحد گردیده و منحیث وظیفهء انسانی و اسلامی خویش این رسالت تاریخی را برای جلوگیری و افشای جنایات بشری کوچی های پاکستانی درهزارستان مبارزهء سازمان یافته و متشکل را در ابعاد گوناگون علیه این زخم خون چکان انجام دهند و نگذارند که بیشتر ازین فاجعه تهاجم کوچی های پاکستانی درین سر زمین همه ساله تکرار و تداوم پیدا نماید.
هفدهم -ماه- اکتوبر – سال 2010
محمدعوض نبی زاده
زیرا کوچي ها امتيازات خارج از چوکات عدالت و قوانین بشری مي خواهند، که در يک جامعه دموکرات با اصل عدالت و برابری در تناقض و ضدیت کامل قرار دارد و نظام های استبدادی تک قومی سالهای طولانی است که از کوچیگری بعنوان یک استراتژی و ابزار سیاسی علاوه بر تشدید تضادهای نژادی- قومی و مذهبی، مسایل اقتصادی و غصب اراضی استفاده که بارها منجر به تصفیهء قومی و نسل کشی اقوام محروم افغانستان شده است.
تهاجم کوچی های پاکستانی اقلا بیش از یکصد و سی سال قبل با حمایت حکومت های خاندانی و تک قومی افغانستان آغاز و پس از گسیست حکومت های قبیلوی در افغانستان، با اضافه نو سال حکومت فعلی، که در طی مدت یک دهه اخیر تروریست ها و بنیادگراهای پشتون خواه طالبی باحمایت مالی و تسلیحاتی سازمان استخبارات نظامی پاکستان، همه ساله در فصل گرما، هجوم مسلحانه را در مناطق هزاره نشین و صفحات شمال کشورانجام می دهند چون استخبارات نظامی پاکستان حامی اصلی کوچی های طالبی و پیشقراول دهشت افگنی و بی ثباتی در منطقه بوده.که در فصل گرمای امسا ل نیز، با شدت بیشتر از سا ل پار طالبان در لباس کوچی همراه با تسلیحات ثقیله و خفیفه در ولسوالی های بهسود و دایمرداد ولایت وردک حمله نمودند و دامنهء هجوم آنان حتی چندی پیش درغرب شهر کابل در پایتخت کشور نیز کشانده شدند.
معضلهء کوچی ها درافغانستان نه تنها مشکل یک و یا دو قوم نیست، بلکه اکنون بحیث یک معضلهء گسترده ملی درسطح کشور مطرح است چون کوچی های طالبی اکنون به یک نیروی نظامی تروریستی تبدیل ویکی ازعوامل عمدهء جنگ و خشونت بوده که بهترین عامل قاچاق مواد مخدر، سلاح و احجار قیمتی و آثار تاریخی افغانستان هستند.
مافیای مواد مخدرکوچی های طالبی را جزء پروسه کاری شان ساخته که با استفاده از مصؤنیت و امتیازاتی که از جانب دولت ها برای کوچی ها داده می شود، در انتقال مواد مخدر از یکجا به جای دیگر از آنها استفاده به عمل می آورند.
نهادهای امنیتی افغانستان در سال های اخیر بارها سلاح، مواد مخدر و احجار قیمتی را از میان اجناس کوچی های مسلح طالبی کشف کرده که متاسفانه اکثرا متخلفین کوچی دوباره رها شده اند.
استفاده استخباراتی از کوچی های پاکستانی از ارزان ترین شیوه های کاری دستگاه های استخبارات پاکستان و کشورهای غربی است.
زیرا کوچی های پاکستانی پشتون تبار حق دارند که بدون ارائه اسناد از مرز افغانستان و پاکستان رفت و آمد کنند و به دورترین روستا های افغانستان بروند و در آنجا بود و باش داشته باشند.
کوچی ها از وضع منطقه ، مردم ، اراضی و همه خصوصیات محلی مردم بومی آگاهی پیدا می کنند که می توانند این معلومات را در اختیارکسانی که به آن ضرورت دارند قراردهند.
کوچی ها مالیه نمی پردازند، گمرک را نمی شناسند و کاروان های شتر را از کشوری به کشور دومی انتقال می دهند.
حالا که کوچی ها از موترهای پیک آپ مانند گروه طالبان استفاده می کنند، عملیات قاچاق به مراتب سریعتراجراشده می تواند که گردانندگان وعوامل تجارت افراد انتحاری می توانند، متاع خونین شان را در لباس مصؤن کوچی های پاکستانی داخل افغانستان کرده و به هر نقطه افغانستان برسانند.
کوچی های پاکستانی قادرند که جواسیس مسلکی خارجی را با خود از یک کشور بکشور دومی آنها را در لباس کوچی مخفی نمایند. پس کوچی گری بهترین وسیلهء ستر و اخفای جنایت، قاچاق و موضوعات استخباراتی می باشد و همچنان یکتعداد از سناتوران انتصابی مجلس سنا و ده فیصد اعضای پارلمان را نیز کوچی ها تشکیل می دهند که متاسفانه این حق نا مشروع از طرف حاکمیت کنونی برای کوچی های طالبی داده شده است. درحالی که کوچی های پشتون تبار اکثرا اتباع پاکستانی بوده و برخی از آنان ما لک بلند منزل ها ، سرای ها ، ترانسپورت های باربری درشهرهای بزرگ پاکستان و افغانستان اند. درحالی که کوچی های پشتون تبار پاکستانی یکبار در محلات زیست دایمی و بار دوم بحیث کوچی از حق رای دهی در انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری استفاده می کنند.
بناء اگرکوچی هاجزء مردم افغانستان باشند، در روز رأي گيري در هر منطقه اي كه به سر مي برند، بايد به يكي از نامزدهاي دلخواه خود از همان منطقه رأي بدهند و در غیر آن هیچ گونه تناسب و توجيه معقولي با معیارهای جهانی از لحاظ حقوقی برای دادن رای در هنگام انتخابات ندارند.
نزاع طالبان در لباس كوچي با اقوام غیر پشتون قبل از آنكه اختلافات ميان قومی باشد بیشتر، ريشه هاي سياسي دارد. اقوام غیر پشتون و بخصوص مردم هزاره طی مدت تقریبا چندین دهه گذشته با سرکوب شدید از طرف کوچی های مسلح پاکستانی مواجه بوده اند، متاسفانه واکنش خشن وخون بار حکومت های استبدادی و خاصتا حکومت فعلی در جریان تهاجم کوچی های پاکستانی بی تردید عقده ها را تشدید و کینه های مردم بومی آسیب دیده را ژرفا داده است.
گرچه امسال که هنوز دود خانه های سوخته کجاب بهسود و دایمیرداد خاموش نشده، بود که دود دشت برچی برهوای دموکراسی وحقوق بشر جامعه مدنی قانون سالاری حکومت آقای کرزی بلند شد. چنانچه جمعه خونین دشت برچی کابل عبرت نا پذیری دستگاه سیاسی کشور را نشان داد که بازهم به سرکوب و خشونت روی آوردند. افسوس که پليس تأمين امنيت، بجاي از بين بردن و كاهش نزاع ، ديوانه وار به روي مردم محلی آتش كينه و نفرت تهي ازانسانيت خويش را در قالب فير گلوله و آتش به سينه هاي جوانان اين مرز بوم خالی نمودند که در نتیجه تعدادی از مردم بی گناه کشته و زخمی شدند، ولی متأسفانه بنا بر نفوذ فراوانی که طالبان نیکتائی پوش و دیگر داعیه داران نظام تک قومی بالای برخی از مقامات دولتی نظام کنونی دارند در مورد این فاجعه بشری و نسل کشی مردم هزاره بجرم هزاره بودن در قرن بیست و یکم چشم پوشی حیرت انگیزی حکومت کنونی از خودها تبارز دادند. اما وجدان بیدار بشری فاجعه نسل کشی مردم هزاره را بوسیله کوچی های طالبی از نظرمجامع بینالمللی مردمان جهان و افغانستان پوشیده باقی نمانده و نباید بنا براعمال نفوذ لابی های نظام تک قومی افغانستان و طرفداران اندیشه طالبی به فراموشی سپرده شود.
دولت فعلی قصد دارد ضمن برهم زدن امنیت و ثبات روانی اقوام غیر پشتون پلان تصفیه قومی را درهزاره جات ، کابل ، صفحات شمال و یا در دیگر مناطق افغانستان عملی و تطبیق نماید. چون می خواهد برای تداوم سیاست های قومی خود از کوچی های مسلح پاکستانی در خط مقدم بحیث پیش قراول طالبان بسوی مرکز و شمال بحیث ابزار و لشکر قومی و نیروهای مصرفی استفاده و ساختارهای خون آلود و شکننده اجتماعی و سیاسی را در کشورما ایجاد نمایند.
از جریانات اخیر و بازی های نفرت انگیز حکومت تک قومی کابل پیدا است که سیاست دشمنی با اقوام محروم هر روزی که می گذرد اوج بیشتر گرفته که دراستقامت های مختلف هدف اقدامات نفاق افکنانه سیاسی ، نظامی و تروریستی قرار می گیرند ولی متاسفانه نیروها و رسانه های کشورهای غربی در افغانستان نیز مهر سکوت برلب زده کشتار و تجاوز آنها را تماشا می کنند که بجای جلوگیری از جنایت زمینه های جنایت برای کوچی های طالبی مساعد می گردد. بناءجامعه هزارهء افغانستان، به برخورد جدید و نو نیاز دارد که اجراکننده های آن باید همهء افراد مستعد جامعه اعم از راست و چپ، اثناعشری و اسماعیلیه، پیرو برنا، زن و مرد، حزبی و مستقل، مهاجر و متوطن تشکیل تا از این طاعون سرطانی یک قرنهء کوچی های پاکستانی پشتون تبار که هرسال در مناطق گوناگون سرزمین هزارستان غارت ، قتل عام و زمین سوخته را بالای مردم بی دفاع و مظلوم آن عملی می کند متحد گردیده و منحیث وظیفهء انسانی و اسلامی خویش این رسالت تاریخی را برای جلوگیری و افشای جنایات بشری کوچی های پاکستانی درهزارستان مبارزهء سازمان یافته و متشکل را در ابعاد گوناگون علیه این زخم خون چکان انجام دهند و نگذارند که بیشتر ازین فاجعه تهاجم کوچی های پاکستانی درین سر زمین همه ساله تکرار و تداوم پیدا نماید.
هفدهم -ماه- اکتوبر – سال 2010
محمدعوض نبی زاده



مسجد نه گنبد ( حج پياده )



